Hazara Society

صفحه باچه آزره از انگلستان

امید  جعفری

ضرورت تعديل قانون احوال شخصيّه از منظر دين وقانون اساسي

ضرورت تعديل قانون احوال شخصيّه از منظر دين وقانون اساسي

اندازه متن Decrease font Enlarge font
image

آيت الله محسني در كنفرانس مطبوعاتي خود كه در واكنش به جنجال هاي پديد آمده پيرامون قانون احوال شخصيّه اهل تشيّع بر گزار شده بود ، ضمن دفاع از متابعت زن  از شوهر در روابط جنسي ، و عدم خروج زنان از منزل بدون اجازه شوهران شان ، تعديل اين قانون را توسط وزارت عدليّه خلاف اسلام و قانون اساسي(مواد 3 و 131) خواند .

در اظهارات آيت الله محسني نكاتي بسياري وجود داشت كه بيشتر به شانتاژ و پروپاگندا شباهت دارد ، مثلاً اينكه حقوق زنان در اسلام بيشتر از غرب رعايت شده است و در عين حال اصرار برسلب اختيار از زن در روابط جنسي چيزي جز دهن كجي همزمان به علم ودين و دموكراسي و خرد نيست .

اما اين نكات و هزل و مطايبه هاي ديگر مورد نظر من نيست . من در اين جا مي خواهم فقط اين ادعاي آيت الله را كه تجديد نظر در قانون احوال شخصيّه ، خلاف دين و قانون اساسي است را ، مورد ارزيابي قرار دهم .

من معتقدم كه ادعاي آيت الله داير بر اينكه تعديل قانون احوال شخصيّه  خلاف دين وقانون اساسي است ، فاقد دليل و منطق است ، به دلايل زير :

1 - در ماده سوم قانون اساسي آمده است كه وضع قوانين مخالف معتقدات واحكام اسلامي جواز ندارد . منظور از معتقدات اصول دين اسلام مانند توحيد و نبوت و معاد است و بديهي است كه نتوان قانوني را كه اين اصول را نقض كند وضع و تصويب كرد . اما منظور از احكام اسلامي چيست ؟ بديهي است كه منظور از احكام اسلامي ، مسلمات احكام است  مانند :  نماز ، روزه ، حرمت شرب  خمر ، زنا و ... كه مورد اجماع همه مذاهب اسلامي است .اما اختلافات فتاواي فقهي از كي به بعد جز مسلّمات اسلامي بوده  كه مخالفت با آن مخالفت با احكام اسلام و قانون اساسي باشد ؟ خروج زن از منزل جزء اختلافات فتوايي است نه از احكام مسلّم اسلام و تعديل آن نه تنها مخالف اسلام  و قانون اساسي نيست ، بلكه با توجه به قاعدهء عدالت  ، صد در صد موافق اسلام و روح قانون اساسي است.

 2 - قانون فتوي نيست . گرچه فتوي نظر مجتهد است و مجتهد بنا بر اصل اجتهاد شيعي مخطي است نه مصيب ، و مخالفت با فتوي مخالفت با احكام اسلام نيست ؛ بلكه حد اكثر مخالفت با نظر يك صاحب نظر خطا كار است ؛ اما قانون نه فتوي است و نه حكم . نه اجراي قانون ثواب اخروي دارد و نه تعطيل آن عقاب اخروي دارد  و نه خود قانون قداست و حرمت حكم شرعي را دارد. مجري قانون (پوليس و قوهء قضائيه) اجراي احكام نمي كند و عامل به قانون تكليف شرعي انجام نمي دهد و قانون گذار هم رسالهء عمليّه ننوشته است .تغييري چنين قانوني با در نظر داشت عناصري چون مصلحت ، عدالت ، و سهولت ، نه تنها جايز بلكه ضروري و واجب است.

 3  -  گيرم كه قانون فتوا باشد (كه نيست ) و گيرم كه فتوا همان حكم شرع باشد ( كه نيست) و نه نظر مجتهد مخطي، چرا در مورد تماس جنسي با زن ، و خروج زنان از منزل ، بايد برداشت آيت الله محسني ملاك باشد ؟ همين اكنون بيش از يكصد مجتهد زندهء صاحب رساله  در جهان تشيّع وجود دارد و آيت الله محسني شايد يكي از هزار يا دو هزار عالم متجزي جهان تشيّع باشد( او مرجع و صاحب رساله نيست). صد ها مجتهد دانا  و اعلم از آقاي محسني وجود دارد كه ديدگاه هاي به مراتب معقول تر، انساني تر و عادلانه تر از آقاي محسني دارد. چرا نبايد ديدگاه هاي آن ها را ملاك قرار داد ؟ به علاوه  هيچ دليل وجود ندارد كه آيت الله محسني در بر داشت خود از شريعت(در صورت كه چنين برداشتي از اساس وجود داشته باشد) ، تمامي الزامات اجتهاد را رعايت و منطق استنباط را به كاربسته باشد و يا توانايي بكار بستن آن را داشته باشد . درست است كه آيت الله محسني به زمين و زمان بد و بيراه مي گويد  و منتقدين را سخاوتمندانه با القاب چون مزدور ، جاسوس ، و جيره خوار و ابسته و نادان وبي سواد مفتخر مي سازد ؛ اما از اصراري كه برسلب اختيار زن در روابط جنسي و عدم خروج زن از منزل بدون اذن شوهر دارد ، پيدا است كه عناصر چون مصلحت و عدالت در برداشت هاي او جايي ندارد. عرف ، مصلحت ، عدالت و توجه به شرايط زمان و مكان جزء عناصر اصلي اجتهاد شيعي است و بسيار بعيد به نظر مي رسدكه آيت الله سياست پيشه و عوام گرايي چون محسني توانسته باشد با آن ها حتي يك تماس جدّي برقرار كند. آخر در حبس زنان در خانه وسلب اختيار آنان در تماس جنسي كدام مصلحت و كدام عدالت نهفته است ؟

اينك جاي خوشي است  كه آيت الله محسني مسؤليت گنجاندن مواد چون سلب اختيار از زنان در روابط جنسي را بر عهده گرفته است و اكنون اگر كدام اعتراضي انساني و حقوق بشري وجود داشته باشد ، مي تواند به مرجع اصلي آن راجع شود ؛ اما با توجه به آنچه گفته شد ، علماء ، حقوق دانان ، روشنفكران ديني و مراجع قانون گذاري كشور نبايد بگذارند كه برداشت هاي معيوب يك شخص درقانون گنجانده شود و بنام دين و با سوء استفاده از احساسات مذهبي بر مردم تحميل گردد . بزرگترين ضربهء حيثيتي را  در جنجال اخير مذهب تشيّع تحمل كرد . همه مي دانند كه گروه طالبان زشت ترين ستم را در حق پيران امام جعفر صادق كرد. اما امروز ذبيح الله مجاهد از اين قانون استقبال مي كند . علماء شيعه افغانستان بايد با جسارت در برابر اين تجارت مذهبي بايستد و اجازه ندهند كه بيش از اين حيثيّت تشيّع و پيروان امام جعفر صادق عليه السلام لگد مال شود.

Last updated by امید جعفری Apr 13.

About

امید  جعفری امید جعفری created this social network on Ning.

Create your own social network!

© 2009   Created by امید جعفری on Ning.   Create Your Own Social Network

Badges  |  Report an Issue  |  Privacy  |  Terms of Service